السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
560
تفسير الميزان ( فارسي )
* ( « فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَه قالَ : أَعْلَمُ أَنَّ اللَّه عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ » ) * اين آيه در صدد بيان اين است كه : بعد از آنكه مطلب براى اين شخص روشن شد ، او به خاطر خود رجوع مىكند و به ياد مىآورد كه قبلا هم به قدرت مطلقه و بى پايان الهى ايمان داشته است و كانه قبلا بعد از آنكه « كجا خدا اينها را زنده مىكند » در قلبش خطور كرده ، به علم و ايمانى كه به قدرت مطلقه خدا داشته ، اكتفاء نموده ، و بعد از آنكه با مردن و زنده شدن خود ، قدرت خدا را به چشم ديده ، دوباره به قلب خود مراجعه نموده و همان ايمان و علم قبلى خود را تصديق كرده ، و به خداى تعالى عرضه داشته كه خدايا تو همواره براى من خيرخواهى مىكنى ، و هرگز در هدايت به من خيانت نمىكنى ، و ايمانى كه همواره دلم به آن اعتماد داشت ( كه قدرت تو مطلق است ) جهل نبود ، بلكه علمى بود كه لياقت آن را داشت كه به آن اعتماد شود . و نظائر اين مطلب بسيار است ، بسيار مىشود كه آدمى به چيزى علم دارد ، ليكن فكرى در ذهنش خطور مىكند كه با آن علم منافات دارد ، اما نه اينكه علم به كلى از بين رفته تبديل به شك مىشود ، بلكه بخاطر عوامل و اسباب ديگرى اين فكر به ذهن مىآيد ناچار خود را به همان علمى كه دارد قانع مىكند ، تا روزى آن شبهه بر طرف شود ، و بعد از آنكه شبهه بر طرف شد ، دوباره به همان علم خودش مراجعه نموده ، مىگويد : من كه از اول مىدانستم و مىگفتم مطلب از اين قرار است و آن طور كه مقتضاى آن شبهه بود نيست و از اينكه علم قبليش ، علمى صائب و درست بود خوشحال مىشود . و معناى آيه شريفه اين نيست كه بعد از زنده شدن تازه علم پيدا كرد به اينكه خدا به هر چيز قادر است ، و قبل از آن در شك بوده ، براى اينكه : اولا : همانطور كه قبلا نيز اشاره كرديم صاحب اين داستان پيامبرى بوده كه از غيب با او سخن مىگفتهاند ، و ساحت انبياء ، منزه از جهل به مقام پروردگار است ، آن هم مثل صفت قدرت كه از صفات ذات است . و ثانيا : اگر بعد از زنده شدن ، علم به قدرت خدا پيدا كرده باشد بايد گفته باشد : « علمت » يعنى حالا فهميدم ، و يا تعبيرى نظير اين كرده باشد . و ثالثا : صرف علم به اينكه خدا قادر بر زنده كردن مردگان است باعث آن نمىشود كه علم پيدا شود به اينكه خدا به هر چيزى قادر است ، بله ، ممكن است اشخاص ساده لوح كه زنده كردن مردگان در نظرشان از تمامى مقدورات مهمتر است ، وقتى ببينند كه خدا مرده اى را زنده كرد از شدت تعجب و عظمت امر ، همه چيز را از ياد ببرند ، و حدس بزنند كه پس او به هر چيزى